بنی آدم
معلم اسم دانش آموز را صدا كرد. دانش آموز پاي تخته رفت. معلم گفت: شعر بني آدم
رو بخون.
دانش آموز شروع كرد:
بني آدم اعضاي يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
به اينجا كه رسيد متوقف شد ....

معلم اسم دانش آموز را صدا كرد. دانش آموز پاي تخته رفت. معلم گفت: شعر بني آدم
رو بخون.
دانش آموز شروع كرد:
بني آدم اعضاي يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
به اينجا كه رسيد متوقف شد ....

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى
باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما
خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را
ببخشیم.
من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه
دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و
دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین
بارى باشد که آن*ها را مى*بینم.
پاور پوینت بسیار زیبای ماهیه چی میخواست بگه؟؟(داستان رفتار ما آدم ها با هم) رو از دست ندین
خیلی قشنگه ....
برای دریافت اینجا را کلیک کنید .

منبع : سایت هشت بهشت

با سلام در این پست میخوام یه سایت ویژه ی کودکان با مطالبی بسیار متنوع و مفید رو خدمتتون معرفی کنم. پیشنهاد میکنم حتما دیدن فرمایید . امیدوارم که خوشتون بیاد و استفاده کنید.
نازَک ( نشریه ی اینترنتی زندگی کودکان ) برای بازدید از این نشریه بر روی لینک زیر کلیک کنید
www.nazak.ir

خدا به آنها گفت : به لبه نزدیک شوید...آنها گفتند : ما میترسیم ...
خدا دوباره گفت : نزدیک شوید ... و آنها نزدیک شدند ...
و خداوند آنها را هل داد ....
و اینگونه بود که آنها توانستند پرواز کنند ...
(بدانید خم شدن آغاز ایستادن است)
- بخشش را "بخش کن"... محبت را "پخش کن" ...
- غضب "پریشانی" است... نهایتش "پشیمانی" است ...
- "به طرف" گوش بده... "بی طرف" نظر بده ...
- شکیبایی... بر هر "دعوایی"، "دواست"...

دلت را بتکان ...
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همانجا بماند
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن به دیوار دلت ...
دلت را محکم تر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها و آرزوهایت ...
باز هم محکم تر از قبل بتکان
تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!
حالا آرام تر، آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
خاطره، خاطره است
باید باشد، باید بماند ...
کافی ست؟
نه، هنوز دلت خاک دارد
یک تکان دیگر بس است
تکاندی؟
دلت را ببین
چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟
حالا این دل جای "او"ست
دعوتش کن
این دل مال "او"ست...
همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا
و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک "او"...
خـانه تـکانی دلـت مبـارک
با تشکر از خانم شریفی

گاهي غصه مي خوريم يه پروانه چرا يه روز عمر داره
چه عمر كوتاهي
اما نه عمر اون كوتاه نيست
اون تو يه روز خيلي كار مي كنه
خيلي كار مي كنه
با خيلي از گلا همنشين مي شه
روي سبزه ها پرواز مي كنه
با دوستاش به سفر مي ره
از اينجا به اونجا
عشق بازي هم مي كنه
تو همين دوره كوتاه
با كسي دعوا نمي كنه

براي همين هم هست تعدادشون خيلي زياده
چه رنگ هاي قشنگي هم دارند
از كنارت كه پرواز مي كنند هيچ صدايي ندارند
نور را خيلي دوست دارند
همينه كه اگر يه جايي چراغي روشن باشه
هزار هزار گرد آن پرواز مي كنند
و خيلي هاشون هم مي ميرند
عاشق نورند
يه روز وقت دارند يه روز
يه روز افتاب مي بينند
كاش منم يه پروانه بودم
وقت مردم آزاري نداشتم
همون يه روز را زندگي مي كردم
زندگي مي كردم
زندگي.....


.... سهراب از این راز بسیار خوش حال شد و گفت : « من پدرم را پیدا می کنم و با کمک هم افراسیاب و کیکاووس را از بین می بریم ، و بعد پدرم ، توران و ایران را با هم اداره خواهد کرد ، او تنها کسی است که لیاقت دارد . »
![]()
منبع:وب دومی ها سلام خانم مقری

اگر دوست داری بیشتر با داستان رستم و سهراب آشنا بشی به ادامه مطلب سر بزن .


کودکان معمولا به طور عامدانه بیادب نیستند، در اغلب موارد مسئله این است که آنها اصول رفتار مودبانه را یاد نگرفتهاند.
این 25 مورد خلاصه آدابی است که کودک تا 9 سالگی باید یاد گرفته باشد:
1- هنگامی چیزی را میخواهی بگو: "لطفا".
2- هنگامی چیزی به تو میدهند، بگو: "متشکرم."
3- هنگامی که بزرگترها با یکدیگر حرف میزنند، میان حرف آنها نپر، مگه اینکه مسئلهای فوری مطرح باشد. آنها حواسشان به تو هست و وقتی حرفشان تمام شد به تو پاسخ خواهند داد.

سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــــــودم مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــت و امیـــــــــــــــــدم به خداوندی اوســــــــــــــــــــــــــــت…

درست در لحظه ي آخر ،
از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای؟
پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت: تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم
که از زندگی خیری ندیدیم . . .
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
.
ادامه ی مطلب رو از دست نــده . . !
خوش به حالت با اون گریه ی زیبایت...
خوشا به سادگی کودکانه ات...
خوشا به لبخند عاشقانه ات...
خوشا به رنگ یک رنگی ات...
خوشا به خواب ، و به بیداری و ...نفهمی ات...

خوشا به نگاه بی کلام پرمعنی ات...
خوشا به برق چشمان دریایی ات...
و خوش به حالت که می توانی ...از ته دل گریه کنی ؛ ...بی ریا بخندی ،و...
بی هیچ توقعی دوست بداری...!

محفل آريائي تان طلائي ، دلهايتان دريائي
شاديهايتان يلدائي ، پيشاپيش مبارک باد اين شب اهورائي . . .

ادامه ی مطلب را دنبال کنید . . .
آموزش ماسک جوجه

وسایل مورد نیاز: 1- بشقاب یک بار مصرف کاغذی 2- کاغذ رنگی 3- کش قیطان 4- قیچی 5- سوزن ته گرد 6-گواش زرد 7- چسب چوب (چسب ماتیکی) ابتدا بشقاب یک بار مصرف کاغذی را رنگ زرد بزنید ، سپس جای چشمها را با مداد یکشید و سپس بوسیله قیچی جای چشمها را ببرید و در آورید. کاغذ نارنجی رنگ را به شکل مثلث ببرید و در وسط بشقاب بچسبانید. دو طرف بشقاب را سوراخ کنید و کش را از سوراخ ها عبور دهید و گره بزنید.
کودکان معمولا به طور عامدانه بیادب نیستند، در اغلب موارد مسئله این است که آنها اصول رفتار مودبانه را یاد نگرفتهاند.
این 25 مورد خلاصه آدابی است که کودک تا 9 سالگی باید یاد گرفته باشد:
1- هنگامی چیزی را میخواهی بگو: "لطفا".
2- هنگامی چیزی به تو میدهند، بگو: "متشکرم."
3- هنگامی که بزرگترها با یکدیگر حرف میزنند، میان حرف آنها نپر، مگه اینکه مسئلهای فوری مطرح باشد. آنها حواسشان به تو هست و وقتی حرفشان تمام شد به تو پاسخ خواهند داد.

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.
راز دوستی در این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند.
راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید.
راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود.
راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.
راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.
راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.
راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی
|
بزك نمير بهار مي آد ، خربزه و خيار مي آد | |
|
|
حسني با مادر بزرگش در ده قشنگي زندگي مي كرد .حسني يك بزغاله داشت و اونو خيلي دوست داشت . روزها بزغاله را به صحرا مي برد تا علف تازه بخورد . هنوز پاييز شروع نشده بود كه حسني مريض شد و يك ماه در خانه ماند . مادربزرگ حسني كاه و يونجه اي كه در انبار داشتند به بزغاله مي داد . |
|
وقتي حال حسني خوب شده بود ، ديگر علف تازه اي در صحرا نمانده بود . آن سال سرما زود از راه رسيد . | |
|
|
همه جا پر از برف شد و كاه و يونجه ها ي انبار تمام شد . بزغاله از گرسنگي مع مع مي كرد . حسني كه دلش به حال بزغاله گرسنه مي سوخت اونو دلداري مي داد و مي گفت : “ صبر كن تا بهار بيايد آنوقت صحرا پر از علف مي شود و تو كلي غذا مي خوري . ” مادر بزرگ كه حرفهاي حسني را شنيد خنده اش گرفت و گفت : تو مرا ياد اين ضرب المثل انداختي كه مي گويند بزك نمير بهار مياد خربزه و خيار مياد . آخه پسر جان با اين حرفها كه اين بز سير نمي شود . به خانه همسايه برو و مقداري كاه از آنها قرض بگير تا وقتي كه بهار آمد قرضت را بدهي . حسني از همسايه ها كاه قرض كرد و به بزك داد و بزك وقتي سير شد شاد وشنگول ، مشغول بازي شد . |

این پست رو قبلا هم گذاشته بودم ولی چون خودم خیلی از این متن خوشم میاد یه بار دیگه ...
راستی خدا دلم هوای دیروز را کرده هوای روزهای کودکی را دلم می خواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم ..... آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد دلم می خواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را. می خواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی را که دلم را شکستند و دل شکستم. دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت : دردفتر نقاشیتان هرچه میخواهید بکشید این بار تنهای تنها نردبانی بکشم به سوی تو دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم آن را نچینم. دلم می خواهد ... می شود باز هم کودک شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی خدا دلم فردا باز هم هوای امروز را می کند؟؟؟؟؟؟
ماهیمون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو
دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از
خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید
خسته شد خوابیـــد . دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان
چند ساعته بیدار نشده یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده
خودشو زده به خواب ... [ناراحت]

این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند. دوستشون داریم و
دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار
را با ما می کنند ... !!!
