بنی آدم
معلم گفت: بقيه اش رو بخون! دانش آموزگفت: يادم نمياد.
معلم گفت: يعني چي ؟اين شعر ساده رو هم نتونستي حفظ كني؟!
دانش آموز گفت:آخه مشكل داشتم مادرم مريض ه، گوشه ي خونه افتاده ،پدرم سخت
كار ميكنه. مخارج درمان بالاست، من بايد كارهاي خونه رو انجام بدم و هواي خواهر
برادرهامو هم داشته باشم ، ببخشيد....
معلم گفت: ببخشيد؟ همين؟! مشكل داري كه داري بايد شعر رو حفظ ميكردي,
مشكلات تو به من مربوط نميشه!
در اين لحظه دانش آموز گفت:
تو كز محنت ديگران بي غمي
نشايد كه نامت نهند آدمي..!!

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 18:13 توسط سپیده دارا
|
خداوندا ! دستانم خالی است و دلم غرق در آرزو ها ، یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا کن یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن ...