معلم گفت: بقيه اش رو بخون! دانش آموزگفت: يادم نمياد.

 

معلم گفت: يعني چي ؟اين شعر ساده رو هم نتونستي حفظ كني؟!


 دانش آموز گفت:آخه مشكل داشتم مادرم مريض ه، گوشه ي خونه افتاده ،پدرم سخت


كار ميكنه. مخارج درمان بالاست، من بايد كارهاي خونه رو انجام بدم و هواي خواهر


برادرهامو هم داشته باشم ، ببخشيد....


 معلم گفت: ببخشيد؟ همين؟! مشكل داري كه داري بايد شعر رو حفظ ميكردي,

مشكلات تو به من مربوط نميشه!


 در اين لحظه دانش آموز گفت:


 تو كز محنت ديگران بي غمي


 نشايد كه نامت نهند آدمي..!!