شک نکن ...

درست در لحظه ي آخر ،

درست در لحظه ي آخر ،
از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای؟
پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت: تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم
که از زندگی خیری ندیدیم . . .
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
.
ادامه ی مطلب رو از دست نــده . . !

رحلت پیامبر اعظم ( ص ) و شهادت امام حسن مجتبی ( ع ) و امام رضا ( ع ) تسلیت باد .
این هفته دانش آموزان کلاسم یک روز بودن کیف را تجربه کردند .
تجربه ای متفاوت از یادگیری بدون کتاب!
در آن روز بچه ها حتی بیشتر از هر روز یاد گرفتند و عمیقتر فهمیدند چرا که خود فعالانه در یادگیری شرکت داشتند .
در یک روز بدون کیف معلم نقش واقعی خود را که همان مدیریت یادگیری و راهنما بودن است انجام می دهد ، آیا به راستی بهتر نیست به جای یک روز در سال چندین روز به بچه ها این آزادی عمل داده شود؟ آیا تاثیر این یادگیری ها از آموزش های کلاسیک بالاتر نیست؟!
روز قبل که به بچه ها گفتم کیف نیارورند ، خیلی تعجب کردند .حتی والدینشان باور نمی کردند که فرزندانشان باید بدون کیف به مدرسه بیایند . صبح آن روز که به کلاس آمدند، همه خیلی خوشحال بودند .خیلی راحت توی میزها نشسته بودند و می گفتند امروز کمر و شانه هایمان به خاطر حمل کیف سنگینمان درد نمی آید !!!
همکاران محترم یشنهاد می کنم شما هم یک بار امتحان کنید چون واقعا تجربه ای زیبا و فراموش نشدنی برای خودتان ودانش آموزانتان به همراه دارد .

برای دریافت فعالیت پایان هفته ۲۰ دی به ادامه مطلب مراجعه کنید .

خوش به حالت با اون گریه ی زیبایت...
خوشا به سادگی کودکانه ات...
خوشا به لبخند عاشقانه ات...
خوشا به رنگ یک رنگی ات...
خوشا به خواب ، و به بیداری و ...نفهمی ات...

خوشا به نگاه بی کلام پرمعنی ات...
خوشا به برق چشمان دریایی ات...
و خوش به حالت که می توانی ...از ته دل گریه کنی ؛ ...بی ریا بخندی ،و...
بی هیچ توقعی دوست بداری...!
امروز دوباره به یک سفر علمی دیگه رفتیم .
این بار به یکی از زیارتگاه های شهرمون ،زیارت" شاهزاده ابراهیم "که از نوادگان امام موسی بن جعفر (ع ) هستند ،رفتیم .
در اونجا آداب زیارت کردن را برای بچه ها توضیح دادم و بعد از زیارت کردن ، درس فارسی تدریس شد .
سپس نماز زیارت خواندیم .
همراه بچه ها به دیدن کاشی کاری ها و آینه کاری های زیارت رفتیم و در آخر بچه ها در دفتر های شطرنجی طرح هایی از آنچه را که مشاهده کرده بودند را کشیدند .
این گردش علمی خیلی مفید بود چون سه درس را در محیط واقعی آموختند .هدیه های آسمان ، فارسی و ریاضی
البته به جز درس زندگی ۳ درس !!!![]()



به ادامه مطلب هم سر بزنید .
درس" دوستان ما " خیلی درس شیرینی بود. چون به واسطه این درس چند مهمان به کلاس دعوت کردیم .
هفته پیش بازهم در کلاسمون مهمان داشتیم . این بار خانم مساواتیان مامان درسای گلم زحمت کشیدند به کلاسمون تشریف آوردن و در مورد شغلشون که مربوط به درس ریاضیمون هم میشه صحبت کردند .
معماری رو برای بچه ها توضیح دادند و بعضی از وسایل کارشون مثل قلم و ماژیک های مخصوص معماری رو به بچه ها نشون دادند و تفاوت معماری های قدیم با حال را بیان کردند .
بچه ها که خیلی خوششون اومده بود. حتی چند نفر گفتند در آینده می خواهیم معمار شویم .

از طرف همه بچه های کلاس از خانم مساواتیان به خاطر اینکه برای ما وقت گذاشتند،تشکر ویژه می کنیم .![]()
این کرسی شب یلدامون بود .


سرودی که چند نفر از بچه های کلاسم در مورد زمستون خیلی زیبا با آهنگ اجرا کردند .

این نرم افزار برای تمرین ساعت بسیار مفید است .
برای دریافت اینجا را کلیک کنید .
با تشکر از آقای یوسفی